تبليغاتX
نيمكت

نيمكت

یادداشت های پراکنده

با کودتا آمد، با استعفا رفت

 

منبع:رادیوزمانه

پاکستان کشور عجیبی هست. آن‌قدر عجیب که از زمان تاسیس‌اش، هیچ دولتی نتوانسته است دوره‌ی چهارساله را سپری کند. پاکستان، کشور کودتاهاست.با استعفای پرویز مشرف، بار دیگرشاید  دموکراسی به پاکستان رسید. اگرچه به گواه تاریخ، حتی شادمانی خیابانی مردم پاکستان به خاطر برکناری یک دیکتاتور، تضمینی برای کودتایی دیگر علیه دموکراسی در این کشور نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 15:56  توسط حامد خالقي  | 

...

روزها به تکدور دچار شده اندو من در انتظار یک هیجان ناب .دل خوش نیستم که بگویم نام این روزها روزمررگی ست چه باک هر چه بادا باد.من در حوصله این روزها حال پرسه زدن ندارم اگه این کارت سوخت لعنتی نمی سوخت دوباره به سفر می رفتم و ساعتها به انتهای بی انتهای دریا خیره می شدم وقهوه تلخ می نوشیدم تا در من طلوع کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 22:59  توسط حامد خالقي  | 

امروز قصد داشتم پس از سکوتی طولانی چند سطری بنویسم اما این دو داستان متوقفم کرد:

مرد کور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

 امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!!!

  وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر دهید

داستاني از منوچهر احترامي      

مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند

عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن  به دنيا مي آيند

تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است

اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!

خواهم نونشت .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 21:37  توسط حامد خالقي  | 

هفت پند از بیل گیتس

بیل گیتس هر از گاهی در دانشگاهها و دبیرستانهای آمریکا با دانشجویان و دانش آموزان ملاقات داشته و برای آنها سخنرانی می کند .گیتس اخیرا طی یک سخنرانی در یکی از دبیرستانهای آمریکا خطاب به دانش آموزان جمله ای گفت که خیلی سروصدا کرد. او گفت در دبیرستان های آمریکا خیلی چیزها را به دانش آموزان نمی آموزند.او در ادامه سخنرانی اش هفت اصل مهم را که دانش آموزان در دبیرستان فرا نمی گیرند به شرح زیر نام برد:
اصل اول ) در زندگی هیچ چیز عادلانه نیست و بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.
اصل دوم) دنیا هیچ ارزشی برای عزت نفس شما قایل نیست .در این دنیا از شما انتظار می رود قبل از اینکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم) پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام شدن، کسی به شما حقوق فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد.به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام و موقعیت بالاتری برسید باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.
اصل چهارم )اگر فکر می کنید آموزگارتان سخت گیر است در اشتباه هستید.پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رییس شما سخت گیرتر از آموزگارتان است چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم ) آشپزی در رستورانها با غرور و شان شما تضاد ندارد.پدربزرگ های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند از نظر آنها این کار یک فرصت بود .
اصل ششم ) اگر در کارتان موفق نیستید والدین خودتان را ملامت نکنید از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
اصل هفتم ) قبل از آنکه شما متولد بشوید والدین شما هم جوانان پر شوری بودند و شاید هرگز به قدری که اکنون به نظر شما می رسد ملال آور نبوده اند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 21:1  توسط حامد خالقي  |